فرماندار بابلسربیا و مدافع اسلام بودن را به رخ مسئولين بابلسر و امثالهم بکش و با ذكر مقدس يا فاطمة الزهرا(س) بابلسر را به معنای واقعی آزاد کن.

بخواب فرمانده اما نه آسوده! که همه چیز اینجا قمر در عقرب شده است. بیا و معجزه­ایی کن و خودت از خودت دفاع کن که ما را یارای مبارزه نیست در برابر این مردمان متظاهر ریاکار.


روزی که رفتی، دشمنت در آن سوی خط ایستاده بود و تو در این سو، بیا و نشان بده که در این دوران نفاق و ریا، در این روزگار دوست و دشمن با هم و دوشادوش هم ایستاده چگونه خواهی جنگید؟

بیا و معجزه ایی کن، که این نابخردان دنیاپرست جز به معجزه تو به هیچ صراطی مستقیم نیستند.

می­بینی و می­دانی و من دوباره برایت بازگو می­کنم تا شاید به جوش بیاید آن غیرت افسانه­اییت و چه کارها که نمی­توان کرد بعد از آن.

این روزها در بابلسر برادرانت، همسنگرانت، قد کشیده­اند، بزرگ شده­اند، دشمنانی شده­اند برای ما که نگو. نجات­یافتگان دیروز رود اروند و غرق شدگان امروز دریای حرص و ولع به پول و مقام، سخت در پی حفظ حقوقت هستند، در هر محل و محفلی که می­رسند (هر جا که کم می­آورند) شما را با صدای بلند فریاد می­زنند و اشک (...) می­ریزند. به نام شما، مقام­های بسیار بزرگ­تر از دهانشان به هم هدیه می­دهند، به نام شما باج می­دهند و رشوه می­گیرند، به نام شما با دشمنانتان همسفره می­شوند و از آنان مشورت می­گیرند، به نام شما اصلا کار نمی­کنند، به نام شما نصیحت دلسوزان را نمی­شنوند، کینه می­ورزند و آنان را از خود می­رانند، به نام شما بی حرمتی و توهین می­کنند، به نام شما برای فرزندان نادان خود مناصب بزرگ می­گیرند تا شاید از قهوه­خانه­ها و ولگردی­های شبانه جمعشان کنند (و زهی خیال باطل)، به نام شما دوچرخه سواری زنان، رقص و آواز در ملاعام، کوهنوردی مختلط، جام رمضان(به جای رونق دادن مساجد) راه می­اندازند و برای هر کار ضد فرهنگی خرج­های بی حساب و کتاب می­کنند و تنها در زمان اعزام راهیان نور و مراسم ارتحال امام و مناسبت­هایی از این دست یاد هدر ندادن بیت المال می­افتند، به نام شما بابلسر را شهری آزاد و توریستی می­نامند، آری! شهر آزاد است، آزاد از حیا، آزاد از غیرت و حجاب، آزاد از شهدا و اسلام (اگر باور نداری سری به سواحل دریا بزن، فحشا بیداد می­کند)، شهری توریستی است تا مرفه هان بی غیرت بی درد بیشتری را به خود جذب کند، تا همرزمان دیروز شما رشوه­های هنگفت را به کام بکشند، تا تریبون­هایی بسازند از آن و خود را تبلیغ کنند و شما را خاطره، هرچند از حق نگذریم به نام شما خیابان و کوچه هم کردند.

بیا برادر، بیا نامت را از این ننگ­ها نجات بده، با آقایمان بیا که دل­ها بسی بی قرارشان شده و عرصه بر ما سخت می­گذرد. ما راهمان را از خسر الدنیا و الاخرتیون جدا کرده­ایم. ما نشان داده­ایم در همه دوران سرباز بوده­ایم و خواهیم بود. هیچ نداریم که از دست بدهیم نه به نام شما مال گرفته­اییم و نه مقام ، هیچ نداریم جز جان ناقابلی که آن هم خاک پای مولایمان می­کنیم.

بیا و منت بگذار و بار دیگر فرماندههی ما را بپذیر، به خدا قسم شرمنده­ات نمی­کنیم. بیا و  مدافع اسلام بودن را به رخ مسئولين بابلسر و امثالهم بکش و با ذكر مقدس يا فاطمة الزهرا(س)  بابلسر را به معنای واقعی آزاد کن.
منبع:
http://beheshtekoochak.blogfa.com/post-55.aspx